خرید بک لینک
گم شدم از همان روزي كه باد از سر بي دردي، رد پاي مرا به كودكي بخشيد تا مشق ِ درد كُند ................................................................ وديگر هيچ !

برچسب: گم شدم در خود,گم شدم در خود چنان,گم شدم,گم شدم پویا بیاتی,گم شدم توی شبی که,گم شدم پویا بیاتی دانلود,گم شدم در تو,گم شدم تو دل بارون,گم شدم در خویش,گم شدم پويا بياتي, نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

مي بينم چشمهاي عصيان زده ام را در قابي اندوه ناك، هر صبح ستاره هاي صامتش را سُر مي دهد بر دشتي نه فراخ و انگشتان رياكار و گمراهم با عطري سرگردان و مرموز جا مي گذارد بر سينه ي گونه هاي سرد و خسته ام رد پاي خميده و لاغري را كه "سخت ،سست بنياد است" ... تهي مي شود ناگاه هر صبح ، قاب اندوه زده و در پيله ي تنهايي خويش روياي رسيدن ، مي بافد. .......................................... وديگر هيچ ! پ.ن1: می دونی! خوشگلی در اصل هیچ ربطی به قیافه نداره,درباره رنگ مو یا سایز یا شکل نیست, همه اش اینجاست,به نوع "راه رفتن" و "صحبت کردن" و "فکر ک

برچسب: نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

خيابانهاي بي خاطره درختان بي گنجشك ديوارهاي بي پنجره و رفتن هاي بي بازگشت با چمدانهاي خالي به سمت ايستگاه هاي بي مسافر، هل مي دهند، مرا صداي سوت سرخي در دهليز ذهنم مي پيچد چشمانم مي سوزد و دستانم مويه كنان ،لرز مي كنند حسرت مي رود ؟ يا مي آيد ! نمي دانم ................................................................ وديگر هيچ ! پ.ن: "ﺷُﮑﺮﺍﻧﻪ" ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕِ ﺁﺑﯿﺎﺭﯼﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﻓﺎﺿﻼﺏ، ﺷﯿﺮِ ﻭﺍﯾﺘﮑﺲﺩﺍﺭ، ﻟﺒﻨﯿﺎﺕِ ﭼﺮﺏﺷﺪﻩ ﺑﺎﺭﻭﻏﻦ ﭘﺎﻟﻢ، ﻃﯿﻮﺭِ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥﺧﻮﺭﺩﻩ، ﭘﺎﺭﺍﺯﯾ

برچسب: نمي دانم پس ازمرگم,نمی دانم,نمی دانم چرا,نمیدانم چه میخواهم بگویم,نمی دانم چه منزل بود,نمي دانم,نمیدانم دلم دیوانه کیست,نمیدانم چه میخواهم خدایا,نمی دانم ها حسین پناهی,نمی دانم برای کی بخندم, نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

وقتی ملت به این نتیجه رسیدن که هر چی مرموزتر باشی، هر چی بی سر و صداتر باشی هرچي دهان بسته تر باشی راحت ترو امن تری،اونوقت می زنی به سیم آخر، به جهنم که بقیه چی فکر کنن و نظرشون چیه. باید بیای بگی: مردم، هر کی هستین و هر چی هستین به دو گروه بیشتر تقسیم نمیشین، یا پفیوزین یا شریف. زن و مرد هم نداره، پفیوز کسی است که اون چیزی که هست، نیست، یعنی اون چیزی که نشون میده، نیست.. پفیوزها، دروغگو، ریاکار، خائن، بی اعتماد، دغلباز ، ظاهرساز، و در کل آدم نما هستن پفیوز اون کسی است که وقتی واسش کامنت میذاری که مطلبت خیلی قشنگ بود، ممنون. میاد توچت و پس از

برچسب: همينجوري به انگليسي, نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

در خلسه اي موازي حل مي شوم، مدام خانه به دوشي ام پايان ندارد، انگار زيرا من از خوابيدن زير سقفهاي كهنه ي بي عشق مي ترسم در كنج ذهنم، نوزادي نارس، متولد مي شود هر صبح كه همه ي اعتقاداتم را تف مي كند روي زمين اعتقاداتي كه هيچ وقت بودنشان ،نبود زنِ درونم در هروِِله اي مستمر ميان گر گ و ميش انديشه و احساس در بي اعتناييِ مزمن و كشداري مي ميرد هرشامگاه! حالِ شعرم چه پريشان است اين روزها به گمانم تب دارد، پيشاني اش ... ................................................................... وديگر هيچ ! پ.ن1: تصور کنید توی ایستگاه ا

برچسب: انتظار,انتظارك صعب,انتظار الفرج,انتظار عاشقانه,انتظار به انگلیسی,انتظار اسالنا,انتظار الفرج عبادة,انتظار الحبيب,انتظار الصلاة بعد الصلاة,انتظار منصور, نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

گاهي شبها خواب مي بينم در تنهايي مزمني ،غصه مي بافم ،آرام يكي از زير ،يكي از رو نقطه چين هاي بي معني ،مي نشينند روي زانويم و بيهودگي دست مي كشد به بازويم تيك تاك تيك تاك باد، سُر مي خورد روي شيبِ نمدار پنجره و شب تمام نمي شود يكي از زير، يكي از رو كسي شايد ، سقفها را پيش از رسيدن چيده است ؟! ... بايد كسي باشد پوست ِ روحم را بكَند پيش از آن كه پوسيدن گريبانش را بگيرد. ......................................................................... وديگر هيچ . پ.ن1: پنجره ات را باز كن جيره ى شهريورت دارد به اتمام مى رسَد

برچسب: یکی زیر یکی رو, نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

اين روزهــــا...

دستم به نوشتن نميـــــرود تقصير من نيست!!! نوک مدادم شکسته است

دلم هم ... چه بگويم؟ آن هم شکستـــــــه است!!!

اين روزها...

زندگي را سرد سر ميکشم طعم بيهودگــــــي ميدهد و اجبار!

اين روزها...

ميل و رغبتم را چيزي شبيه به مرگ جويده است!

برچسب: این روزها,این روزها که میگذرد جور دیگرم,این روزها هم میگذرد,این روزها که میگذرد,این روزها اینگونه ام,این روزهای من,این روزها که میگذرد هر روز,این روزها حال خوشی ندارم,این روزهایم به تظاهر میگذرد,این روزهااا, نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

دست غزلم را می گیرم

پیشانی اش می سوزد از تب های ناگهان

و فاصله های کبود

واژه ها بیمار

سطر ها بی قرار

جای دلشوره های شیرین چه خالیست این روزها

دلتنگی

...............

ودیگر هیچ !

برچسب: دلتنگی,دلتنگیهای آدمی را باد,دلتنگی مادر,دلتنگی چیست,دلتنگی های عاشقانه فیلم,دلتنگی ها,دلتنگی یعنی,دلتنگی نوید زردی,دلتنگی عاشقانه,دلتنگی شعر, نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:17

صفحه بندی